الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
178
منطق مقارن (فارسى)
را مورد توجه دقيق قرار دهد . و از اينجا معلوم مىشود كه بعضى از اقسام خطابههاى منافرى نه تنها بد نيستند بلكه در نهايت خوبيند . خوبى و بدى خطابههاى باصطلاح منافرى مربوط باينستكه مدح و ذم چه كسانى باشد . ديگر اينكه بايد الفاظ را با صراحت كامل بيان كند و نه بگونهاى كه شنونده در شنيدن آن دچار اشكال گردد . و همچنين بايد از استعمال لغات عاميانه پرهيز كند و با لغات ادبى فصيح تكلم نمايد . " امرسون " مىگويد : اگر واعظان فصيح باشند ، مردم از آنان استقبال نموده و به معابد روى خواهند آورد بدون اينكه به پليس و ناقوس نيازى باشد " . مطلب مهم ديگر اينكه بدون ترديد آدمى داراى حالات گوناگون است . گاهى قوه بيان از تسليم شدن سر باز مىزند و به اصطلاح رام صاحب خودش نمىشود . چنان كه " بستى " مىگويد : هرگاه كلام رام تو گردد ، آن را به سوى هر معنايى كه بخواهى راه ببر . اما اگر بيان تو از تسليم شدن سر باز زند ، او را مجبور مكن چه اينكه در مذهب ( بيان ) اكراه راه ندارد " . « 1 » و امام على ( ع ) مىفرمايد : دلها گاه به سوى چيزى روى مىكنند و گاه از آن روى مىگردانند . . . " . « 2 » بحث از اينكه علل گوناگونى حالات آدمى چيست . محل و موقعيت مناسب ديگرى را مىطلبد . مطلب ديگر اينكه ضرورت تمرين در گويندگى را نبايد فراموش كرد چه اينكه آن موجب مىشود تا امر خطابه بر خطيب آسان گردد و از تصنع و تكلف در گفتار بدور ماند .
--> ( 1 ) - اذا انقاد الكلام فقده عفوا * - الى ما تشتهيه من المعانى و لا تكره بيانك اذ تابى * فلا اكراه فى دين البيان ( 2 ) - حكمت 312